تاریخ : سه‌شنبه, ۱۴ مهر , ۱۴۰۵
♥5
یادداشت/

خاموشی از نیروگاه شروع نمی‌شود؛ از الگوی مصرف ما شروع می‌شود

  • کد خبر : 35807
  • ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۰:۱۹
خاموشی از نیروگاه شروع نمی‌شود؛ از الگوی مصرف ما شروع می‌شود
هر بار که مصرف برق به مرزهای حساس می‌رسد، نگاه‌ها به نیروگاه‌ها و ظرفیت تولید دوخته می‌شود؛ اما بخشی از مسئله درست در سوی دیگر شبکه و در خانه‌ها، اداره‌ها، فروشگاه‌ها و صنایع شکل می‌گیرد. جایی که هزاران مصرف کوچک وقتی در یک ساعت مشخص روی هم جمع می‌شوند، قله‌ای بزرگ می‌سازند. شاید برای عبور از روزهای اوج مصرف، فقط نباید پرسید «چقدر برق تولید می‌کنیم؟»؛ بلکه باید پرسید «برق را چگونه و چه زمانی مصرف می‌کنیم؟»

گیل‌نویس؛ حمیدرضا علیپور

وقتی در روزهای گرم سال سخن از برق به میان می‌آید، معمولاً نخستین پرسش این است: چرا نیروگاه بیشتری ساخته نمی‌شود؟ پرسشی که در ظاهر منطقی است؛ هرچه تقاضا بیشتر شده، تولید را هم بیشتر کنیم. اما مسئله برق فقط در سمت تولید خلاصه نمی‌شود. آن سوی سیم‌ها، در خانه‌ها، اداره‌ها، فروشگاه‌ها و کارخانه‌ها نیز بخشی از مسئله شکل می‌گیرد؛ جایی که هزاران وسیله برقی در یک بازه زمانی تقریباً مشترک روشن می‌شوند و قله‌ای به نام «پیک مصرف» را می‌سازند.

برای شبکه برق، فقط مقدار انرژی مصرف‌شده در پایان ماه اهمیت ندارد؛ زمان مصرف نیز مهم است. ممکن است دو خانواده در طول یک روز تقریباً به یک اندازه برق مصرف کنند، اما تأثیر آنها بر شبکه یکسان نباشد. اگر بخش عمده مصرف یکی از آنها در ساعاتی اتفاق بیفتد که میلیون‌ها وسیله دیگر نیز روشن هستند، فشار بیشتری به شبکه وارد می‌شود. به همین دلیل مدیریت مصرف را نباید با «کم‌مصرف کردن به هر قیمت» اشتباه گرفت؛ گاهی مسئله اصلی، تغییر زمان مصرف است.

یک روز گرم تابستانی در گیلان را تصور کنیم. سیستم‌های سرمایشی خانه‌ها فعال‌اند، اداره‌ها مشغول کارند، فروشگاه‌ها روشن‌اند، تجهیزات صنعتی کار می‌کنند و هزاران یخچال، فریزر، پمپ و وسیله برقی نیز هم‌زمان در مدار قرار دارند. هرکدام از این مصرف‌کنندگان به‌تنهایی سهم بزرگی به نظر نمی‌رسند، اما شبکه برق حاصل جمع همین مصرف‌های کوچک و بزرگ است. هزاران تصمیم مستقل در نهایت به یک عدد بزرگ در مرکز کنترل شبکه تبدیل می‌شود.

اینجاست که مفهوم «مدیریت مصرف» معنای واقعی خود را پیدا می‌کند. مدیریت مصرف الزاماً به معنای خاموش کردن کولر در گرمای تابستان یا مختل کردن زندگی روزمره نیست. معنای منطقی‌تر آن این است که مصرف غیرضروری را از ساعات حساس حذف کنیم و تا جایی که امکان دارد، استفاده از برخی وسایل پرمصرف را به زمان دیگری منتقل کنیم.

ماشین لباسشویی برایش تفاوت چندانی ندارد که در ساعت اوج مصرف روشن شود یا چند ساعت بعد. برخی تجهیزات قابل برنامه‌ریزی نیز می‌توانند خارج از بازه‌های حساس شبکه کار کنند. در محیط‌های اداری هم روشن ماندن هم‌زمان تجهیزات غیرضروری، سرمایش فضای بدون استفاده یا روشنایی بخش‌هایی که کسی در آنها حضور ندارد، نمونه‌هایی از مصرفی هستند که بدون کاهش کیفیت خدمات می‌توان آنها را مدیریت کرد.

شاید سهم یک وسیله یا یک خانه در مقیاس شبکه ناچیز به نظر برسد. همین تصور یکی از موانع مدیریت مصرف است: «مصرف من که چیزی را تغییر نمی‌دهد.» اما شبکه برق دقیقاً از جمع همین «مصرف من»ها تشکیل شده است. اگر یک رفتار کوچک در مقیاس ده‌ها یا صدها هزار مشترک تکرار شود، دیگر با یک تغییر کوچک روبه‌رو نیستیم.

در این میان نباید تمام مسئولیت را نیز بر دوش شهروندان گذاشت. مدیریت مصرف زمانی موفق خواهد بود که از یک توصیه اخلاقی فراتر برود. تجهیزات کم‌مصرف، ساختمان‌های بهینه، تعرفه‌های مناسب، کنتورهای هوشمند، اطلاع‌رسانی دقیق، برنامه‌ریزی صنایع و ادارات و توسعه زیرساخت تولید و انتقال، همگی اجزای یک مسئله واحد هستند. شهروند فقط یکی از بازیگران این زنجیره است.

ادارات و نهادهای عمومی نیز می‌توانند نقش مهمی داشته باشند. جامعه‌ای که از مردم می‌خواهد مصرف خود را مدیریت کنند، انتظار دارد ساختمان‌های عمومی نیز نمونه‌ای قابل مشاهده از همان رفتار باشند. تنظیم مناسب سرمایش، کنترل روشنایی، خاموش کردن تجهیزات خارج از ساعات کاری و سنجش مستمر مصرف ساختمان‌ها، علاوه بر کاهش مصرف، یک پیام اجتماعی نیز منتقل می‌کند.

صنعت نیز بخش دیگری از این معادله است. مدیریت بار صنعتی اگر با برنامه‌ریزی، فناوری و هماهنگی انجام شود، می‌تواند با روش‌های ساده و ناگهانی کاهش مصرف تفاوت زیادی داشته باشد. هدف مدیریت انرژی نباید متوقف کردن فعالیت اقتصادی باشد؛ هدف، پیدا کردن راه‌هایی است که تولید و پایداری شبکه تا حد ممکن در کنار یکدیگر قرار گیرند.

رسانه‌ها در این نقطه مسئولیتی فراتر از تکرار جمله «در مصرف برق صرفه‌جویی کنید» دارند. مردم باید بدانند پیک مصرف چیست، چه زمانی رخ می‌دهد، چرا اهمیت دارد و تغییر یک رفتار مشخص چه نتیجه‌ای ایجاد می‌کند. اطلاع‌رسانی زمانی مؤثر است که مخاطب رابطه میان رفتار خود و نتیجه آن را ببیند.

شاید لازم باشد ادبیات ما درباره برق نیز تغییر کند. «صرفه‌جویی» برای بسیاری از مردم یادآور محروم کردن خود از یک امکان است؛ درحالی‌که «مدیریت مصرف» بر انتخاب بهتر تأکید دارد. قرار نیست زندگی را متوقف کنیم تا شبکه برق دوام بیاورد؛ قرار است انرژی را در زمانی و به شکلی مصرف کنیم که هزینه کمتری برای خودمان، شبکه و جامعه داشته باشد.

ساخت نیروگاه، توسعه شبکه و سرمایه‌گذاری در زیرساخت ضروری است، اما هیچ شبکه‌ای را نمی‌توان بدون توجه به سمت مصرف برای همیشه توسعه داد. اگر هر افزایش تقاضا تنها با افزایش ظرفیت پاسخ داده شود و الگوی مصرف بدون تغییر باقی بماند، مسابقه‌ای دائمی میان تولید و مصرف شکل خواهد گرفت.

داستان برق بنابراین فقط در نیروگاه‌ها نوشته نمی‌شود. بخشی از آن پشت در هر خانه، اداره، فروشگاه و کارخانه نوشته می‌شود. شاید خاموش کردن یک وسیله غیرضروری اتفاق بزرگی به نظر نرسد، اما وقتی هزاران نفر در یک ساعت حساس تصمیم مشابهی بگیرند، همان رفتار کوچک می‌تواند به بخشی از یک تغییر بزرگ تبدیل شود. پایداری شبکه برق فقط حاصل مگاوات‌هایی نیست که تولید می‌کنیم؛ حاصل مگاوات‌هایی هم هست که می‌توانیم هوشمندانه‌تر مصرف کنیم.

پایان پیام/

لینک کوتاه : https://gilnevis.ir/?p=35807

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برچسب‌ها