اختصاصی پایگاه خبری گیلنویس؛ با شروع تیرماه، یکی از مهمترین دغدغههای خانوادهها و متولیان فرهنگی و آموزشی کشور، نحوه پر کردن اوقات فراغت نوجوانان است. در جامعهای که ساختارهای فرهنگی و تربیتی آن نتوانستهاند با شتاب تحولات اجتماعی و دیجیتال همگام شوند، تابستان گاهی به چالشی برای نسل نوجوان و خانوادههایشان تبدیل میشود.
فرصت یا تهدید؟
تابستان برای نوجوانانی که امکان حضور در کلاسهای هنری، ورزشی یا علمی دارند، میتواند سکوی پرتابی برای رشد فردی و اجتماعی باشد. اما در نبود امکانات کافی، این فصل به دورهای از رهاشدگی تبدیل میشود؛ دورهای که بسیاری از نوجوانان یا در خانهنشینی فرومیروند یا به شکلی افسارگسیخته وارد فضای مجازی و شبکههای اجتماعی میشوند؛ فضاهایی که گرچه ظرفیت یادگیری دارند، اما اگر بینظارت باشند، ممکن است نوجوان را از مسیر سازنده منحرف کنند.
نقش نهادهای فرهنگی و آموزش و پرورش
سالهاست از “طرح غنیسازی اوقات فراغت” سخن گفته میشود، اما اغلب برنامهها کلیشهای، فاقد جذابیت یا بدون استمرار هستند. بسیاری از مراکز فرهنگی از امکانات حداقلی برخوردارند و جذب نوجوانان به برنامههایی با محتوای سطحی، خود معضلی دیگر است.
از سوی دیگر، برنامههای تابستانی مدارس نیز عمدتاً در حد یک ابلاغیه باقی میماند. این در حالی است که کشورهای توسعهیافته تابستان را فرصتی راهبردی برای پرورش “تفکر خلاق، مسئولیتپذیری اجتماعی و توانمندی عملی” در نوجوانان میدانند.
رسانهها و فضای مجازی؛ شمشیری دو لبه
نوجوان امروز، نسلی دیجیتال است؛ او بیش از هر کتاب یا مربیای، از اینترنت و اینفلوئنسرها یاد میگیرد. بنابراین اگر محتوای فرهنگی، هنری یا علمی جذاب در اختیار او قرار نگیرد، جذب جریانهای سطحی یا حتی مخرب میشود.
استفاده از پلتفرمهای بومی برای آموزش مهارتهای زندگی، ساخت پادکست یا تولید محتوای هنری، میتواند جایگزین خلاقانهای برای مصرف صرفاً منفعلانه فضای مجازی باشد.
گیلان و فراغت نوجوانان؛ ظرفیتهای مغفول
استان گیلان با داشتن طبیعتی غنی، فرهنگ پویا و سنتهای بومی متنوع، میتواند بستر مناسبی برای طراحی اردوهای تابستانی، کارگاههای صنایعدستی، آموزش زبان گیلکی، و فعالیتهای محیطزیستی برای نوجوانان باشد. اما نبود سیاستگذاری منسجم، کمبود بودجه و گاهی بیتوجهی نهادهای مسئول، این ظرفیت را بلااستفاده گذاشته است.
جمعبندی:
تابستان، نه فقط یک فصل، که فرصتی برای بازسازی ذهنی و فرهنگی نوجوانان است. اگر این فرصت با برنامهریزی، خلاقیت و همراهی نهادهای فرهنگی و خانوادهها همراه شود، میتواند نسلی پویاتر، خلاقتر و مسئولتر بسازد. اما اگر همچنان نگاه سطحی به اوقات فراغت ادامه یابد، باید منتظر نسلی بود که تابستانهایش را نه با یادگیری، بلکه با سردرگمی و بیهدفی پشت سر میگذارد.
پایان پیام/











