به گزارش گیل نویس؛ استان گیلان، با سابقهای درخشان در مبارزات سیاسی و فرهنگی، یکی از کانونهای مهم تحولات قرن بیستم در ایران به شمار میآید. از نهضت مشروطهخواهی و جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچکخان گرفته تا همراهی گسترده با انقلاب اسلامی، مردم گیلان همواره در مسیر شکلگیری هویت نوین ایرانی نقش ایفا کردهاند.
در آغاز قرن بیستم، با ظهور مشروطیت، گیلان بهعنوان یکی از استانهای پیشرو در پذیرش مفاهیم آزادیخواهی و قانونمداری، به مرکز بحثهای روشنفکرانه و اجتماعی تبدیل شد. این فضای باز سیاسی، موجب رشد روزافزون مطبوعات محلی، انجمنهای فرهنگی و آموزش عمومی شد.
جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچکخان، نماد دیگری از روح استقلالطلب و عدالتخواه مردم گیلان است. این جنبش، با تأکید بر عدالت اجتماعی و حفظ تمامیت ارضی کشور، پایههای مشارکت سیاسی مردم را تقویت کرد و الگویی از مقاومت مردمی در برابر سلطه بیگانگان ارائه داد.
در میانه قرن بیستم و با روی کار آمدن رژیم پهلوی، گرچه گیلان از نظر ظاهری مدرنیزاسیون شهری را تجربه کرد، اما شکافهای اجتماعی و نادیدهگرفتن ارزشهای فرهنگی و مذهبی، باعث ایجاد نوعی نارضایتی عمومی شد. تلاش برای تحمیل فرهنگ غربی و تضعیف باورهای دینی، با مقاومت فرهنگی جامعه گیلان مواجه گردید.
با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، مردم گیلان یکی از گستردهترین همراهیها را با آرمانهای انقلاب از خود نشان دادند. حضور پررنگ مردم در تظاهرات، فعالیت علما و جوانان در مبارزه، و بعدها در تثبیت نظام، گواهی بر تعهد دینی و سیاسی آنان بود.
پس از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد تا ارزشهای فرهنگی-اسلامی را در بستر هویت بومی استانها احیا کند. در گیلان نیز این سیاست منجر به شکوفایی مجدد باورهای مذهبی، تقویت خانواده، گسترش آموزش اسلامی و ارتقاء نقش مساجد در ساماندهی اجتماعی شد.
یکی از دستاوردهای مهم جمهوری اسلامی در گیلان، توجه ویژه به مناطق محروم، توسعه زیرساختهای روستایی، و حمایت از فرهنگ بومی از طریق رسانهها، جشنوارهها و نهادهای فرهنگی بوده است. حفظ زبان گیلکی، ثبت آیینهای محلی و ارتقای آموزش در کنار ارزشهای اسلامی، از جمله سیاستهای فرهنگی موفق این دوره به شمار میرود.
حضور سازمانها و نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران، بسیج، و کمیته امداد امام خمینی (ره) در حوزههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، پیوند عمیقی میان مردم و حکومت اسلامی در گیلان ایجاد کرده است. این نهادها در بحرانها، از جمله جنگ تحمیلی، زلزلهها و سیل، همواره در کنار مردم بودهاند.
در حوزه زنان، جمهوری اسلامی ایران زمینه مشارکت اجتماعی و فرهنگی گستردهتری را برای بانوان گیلانی فراهم کرده است؛ بهگونهای که امروز زنان این استان، هم در عرصه دانشگاهی و هم در فعالیتهای اجتماعی، حضوری فعال دارند، بیآنکه هویت دینی و فرهنگی خود را از دست بدهند.
همچنین، توسعه رسانههای بومی در چارچوب سیاستهای فرهنگی نظام، سبب شده است که گیلان بتواند فرهنگ خود را در قالب برنامههای تلویزیونی، رادیویی و شبکههای اجتماعی اسلامی، به دیگر مناطق معرفی کند.
امروز گیلان بهعنوان استانی متنوع از نظر قومیت و زبان، الگویی موفق از همزیستی فرهنگی و دینی در سایه نظام جمهوری اسلامی بهشمار میرود. سیاستهایی چون تمرکززدایی فرهنگی، ترویج زبان مادری در قالب فرهنگ ملی و حمایت از هنرمندان محلی، باعث پویایی جامعه گیلانی شده است.
در مجموع، تحولات سیاسی قرن بیستم، بهویژه پیروزی انقلاب اسلامی، مسیر فرهنگ و جامعه گیلان را از وابستگی به غرب به سوی استقلال فرهنگی و دینی تغییر داده است. این تحول نه تنها مانع از فراموشی گذشته نشده، بلکه بستر احیای آن را در قالب ارزشی و نوین فراهم آورده است.
در آینده نیز، تقویت تعامل میان نهادهای فرهنگی اسلامی و جوامع محلی میتواند گیلان را به الگویی موفق از توسعه فرهنگی مبتنی بر مبانی اسلامی تبدیل کند. این تعامل، رمز تداوم هویت ایرانی-اسلامی در برابر چالشهای جهانی خواهد بود.
پایان پیام/











