به گزارش گیل نویس؛ سیاست «نه شرقی و نه غربی» از بدو پیروزی انقلاب اسلامی بهعنوان یکی از ارکان استقلال سیاسی ایران برجسته شد و تاکنون چارچوبی برای اداره مناسبات خارجی و تقویت هویت ملی کشور باقی مانده است. این راهبرد که برگرفته از آموزههای امام خمینی (ره) و تأکیدات رهبر انقلاب است، بر پایه بیطرفی هوشمندانه در برابر قدرتهای بزرگ و حفظ منافع ملی طراحی شده و در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آثار و چالشهای خاص خود را به همراه دارد. در این مطلب ۱۵ پاراگرافی، با بررسی ریشههای تاریخی، اصول اساسی، دستاوردها، چالشها و ضرورت تحکیم این سیاست در شرایط کنونی و چشمانداز آینده آن، نکات کلیدی جهت تقویت و تعمیق این راهبرد ارائه خواهد شد.
ریشهها و مبانی تاریخی
شعار «نه شرقی و نه غربی» برای نخستین بار در پیام تشکیل دولت جمهوری اسلامی توسط امام خمینی (ره) مطرح شد و بهعنوان بیانیه استقلال در برابر دو بلوک شرق و غرب شناخته گردید.
این راهبرد در اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بهصراحت بیان شده است که کشور باید در همه زمینهها خودکفا باشد و تحت سیطره هیچ قدرت خارجی قرار نگیرد.
آموزههای امام خمینی (ره) مبنی بر عدم وابستگی ایدئولوژیک و اقتصادی به شرق کمونیستی یا غرب سرمایهداری، پایهٔ فکری این سیاست را شکل داد.
اصول معاصر سیاست «نه شرقی و نه غربی»
رهبر معظم انقلاب «بیاثر نکردن نفوذ قدرتهای بزرگ در اراده ملی» را کلیدواژه اصلی این سیاست دانسته و تأکید کردهاند که امروزه دیگر بلوک شرق وجود ندارد اما خطر نفوذ غرب همچنان برقرار است.
این راهبرد مستلزم مدیریت متوازن روابط با همسایگان و قدرتهای جهانی است تا نه با آنها قهر شود و نه باج داده شود؛ بلکه روابط بر مبنای منافع متقابل تنظیم گردد.
اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبری مطرح شده، بخش مهمی از اجرای سیاست «نه شرقی و نه غربی» است و بر تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات تکیه دارد.
دستاوردها و چالشها
در دهههای پس از انقلاب، ایران توانسته است بدون پیوستن به پیمانهای نظامی دو بلوک، به سطحی از نفوذ منطقهای و قدرت موشکی دست یابد که موازنه قوا را تغییر داده است.
از سوی دیگر، محدودیتهای تحریمی و فشار اقتصادی ناشی از تعامل ناصحیح با برخی کشورهای غربی، چالشهای جدی برای اجرای کامل این سیاست ایجاد کرده است.
فقدان یک چارچوب سنجشپذیر برای ارزیابی میزان رعایت اصول «نه شرقی و نه غربی» در سیاست خارجی، ضعف دیگری است که مطالعات و پژوهشهای دانشگاهی بر آن تأکید دارد.
ضرورت تحکیم سیاست در شرایط کنونی
با تغییر موازنه قدرت جهانی و ظهور قدرتهای نوظهور، ایران باید تعادل بین غرب و شرق را با دقت بیشتری حفظ کند تا از فرصتهای جدید اقتصادی بهره جوید.
فضای رقابت بر سر سرمایهگذاری خارجی و فناوریهای نوین، ایجاب میکند که کشور ضمن پرهیز از وابستگی، روابط هوشمندانهای با چین، روسیه، اتحادیه اروپا و سایر شرکا برقرار سازد.
تقویت نهادهای دیپلماسی فرهنگی و رسانهای برای معرفی شاخصههای استقلال سیاسی و اقتصادی، نقش مهمی در مقابله با عملیات روانی و تهاجم فرهنگی بازی میکند.
چشمانداز آینده
تدوین سازوکارهای دقیق در قانونگذاری و نظارت برای تضمین اجرای سیاست «نه شرقی و نه غربی» میتواند از انحراف احتمالی جلوگیری کند و شفافیت بیشتری را فراهم آورد.
سرمایهگذاری در پژوهشهای بینرشتهای اقتصاد سیاسی و روابط بینالملل، جهت ارزیابی تأثیرات این سیاست بر رشد اقتصادی و امنیت ملی، ضروری به نظر میرسد.
با پیوند دادن اصول استقلالخواهانه «نه شرقی و نه غربی» به گفتمان توسعه پایدار و عدالت اجتماعی، میتوان آیندهای باثبات و پشتوانه مردمی قوی برای این سیاست رقم زد.
پایان پیام/











