یادداشت گیلنویس؛ در تاریخ ملتها، روزهایی هست که از تقویم عبور میکند و در جان مردم مینشیند. روز بدرقه و تشییع آقای شهید ایران، حضرت آیتالله العظمی خامنهای، از همین روزهاست؛ روزی که اشک، ایمان، شکوه، اندوه و عهد در کنار هم معنا میشوند و ملتی بزرگ با امام شهید خود وداع میکند؛ نه وداعی از جنس پایان، بلکه بدرقهای برای آغاز راهی تازه.
امروز ایران داغدار مردی است که عمر خود را در راه خدا، اسلام، انقلاب، عزت ملت و ایستادگی در برابر سلطه گذراند. او تنها یک رهبر سیاسی نبود؛ معلم ایمان، صبر، بصیرت، مقاومت و امید بود. در سختترین روزها، دل ملت را به وعده الهی گرم کرد و نشان داد که راه انقلاب، راه ترس و عقبنشینی نیست؛ راه توکل، عزت و ایستادگی است.
قرآن کریم درباره شهیدان میفرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»؛ آنان را که در راه خدا کشته شدهاند مرده مپندارید، بلکه زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. امروز این آیه، در برابر پیکر مطهر امام شهید، معنایی تازه مییابد؛ جسم او بر دوش مردم تشییع میشود، اما راه و حقیقت او زندهتر از همیشه در دل ملت جریان دارد.
شعار این تشییع، «باید برخاست»، خلاصهای از مکتب اوست. باید از اندوه برخاست، از رخوت برخاست، از غفلت برخاست و در میدان ایمان، خدمت، روشنگری و دفاع از حقیقت ایستاد. ملتی که امام شهید خود را بدرقه میکند، اگرچه سوگوار است، اما زمینگیر نمیشود؛ اشک میریزد، اما مأموریت خود را فراموش نمیکند.
نماد این مراسم، مشت گرهکرده، زبان روشن یک ملت است؛ نشانه عهد با خون شهید، نشانه ایستادگی در برابر ظلم و اعلام اینکه دست ملت ایران، دست تسلیم نیست. این مشت گرهکرده، هم بغض مقدس مردم است و هم ارادهای استوار برای ادامه راه امام شهید.
رهبر شهید، در تمام سالهای مبارزه و مسئولیت، بر عهد خود با خدا، امام، شهدا و مردم ایستاد. او به ملت آموخت که عزت با التماس به قدرتهای جهان به دست نمیآید؛ عزت، ثمره ایمان، خودباوری، مقاومت و ایستادگی است. او بارها نشان داد که هزینه مقاومت، کمتر از هزینه تسلیم است؛ زیرا تسلیم، تنها عقبنشینی سیاسی نیست، از دست دادن روح یک ملت است.
این روزها، تقارن بدرقه امام شهید با ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، معنایی عمیقتر به این وداع میدهد. عاشورا به ما آموخت که در برابر باطل نباید تسلیم شد. آنگاه که امام حسین(ع) فرمود: «مِثْلِی لا یُبایعُ مِثْلَه»؛ کسی مانند من با کسی مانند یزید بیعت نمیکند، تاریخ فهمید که جبهه حق، مشروعیت خود را با باطل معامله نمیکند.
رهبر شهید نیز در روزگار ما، همین منطق حسینی را زنده کرد. آنگاه که در برابر زیادهخواهی و زبان زور ترامپ ایستاد و با تکیه بر همین فرهنگ عاشورایی، مضمون بلند «مِثْلِی لا یُبایعُ مِثْلَه» را یادآور شد، نشان داد که انقلاب اسلامی در برابر یزیدیان زمان، از عاشورا نیرو میگیرد؛ پاسخی از جنس ایمان به تهدید، و پاسخی از جنس عزت به منطق سلطه.
اما داغ شهید، فقط برای گریستن نیست؛ برای بیدار شدن است. همانگونه که عاشورا فقط مصیبت نیست، مسئولیت است، بدرقه و تشییع آقای شهید ایران نیز فقط مراسم وداع نیست؛ صحنه بیعت دوباره است. هر قدم مردم در این تشییع، اعلام وفاداری به راهی است که او برای آن زیست و در همان راه به شهادت رسید.
امروز معنای «باید برخاست» همین است: باید از سوگ به مسئولیت رسید، از اشک به اقدام، از محبت به اطاعت و از ارادت به ادامه راه. رسانه باید روشنگر باشد، مسئول باید خدمتگزار باشد، جوان باید امیدوار و مجاهد باشد و مردم باید با وحدت، بصیرت و حضور، راه شهید را زنده نگه دارند.
مردم ایران در این روز، تنها پیکر یک رهبر را تشییع نمیکنند؛ تاریخ مجاهدت، حکمت، صبر و مقاومت را بدرقه میکنند. این حضور، پیام روشنی به جهان دارد: ملتی که امامش شهید میشود، متوقف نمیشود؛ بیدارتر، متحدتر و مصممتر ادامه میدهد.
خدایا، این شهید عزیز را با پیامبر اعظم(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، حضرت زهرا(س)، سیدالشهدا(ع) و شهدای کربلا محشور فرما و به ملت ایران صبر، بصیرت، عزت و استقامت عطا کن.
امروز با اشک میآییم، اما با عهد بازمیگردیم.
با اندوه میآییم، اما با امید برمیخیزیم.
و پیام این بدرقه تاریخی، در یک جمله خلاصه میشود:
باید برخاست.
سلام بر امام شهید.
سلام بر آقای شهید ایران.
سلام بر پرچمدار عزت و مقاومت.
سلام بر مردی که رفت، اما راهش ماند؛
و سلام بر ملتی که با مشتهای گرهکرده، در بدرقه او، دوباره با خدا، شهدا و آینده انقلاب بیعت میکند.
پایان پیام/










