اختصاصی پایگاه خبری گیلنویس؛ رشت، شهری که همواره به عنوان مرکز سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گیلان شناخته شده، از جمله معدود شهرهایی در ایران است که بافت تاریخی آن، هویتی زنده و پویا دارد. با گذر از خیابانهای مرکزی رشت، به ویژه در محدوده میدان شهرداری، گویی به دل تاریخ قدم میگذارید؛ جایی که معماری پهلوی اول، نشانههای قاجاری و سبک زندگی مردم بومی بههم تنیدهاند.
میدان شهرداری رشت، که از زمان احداثش در دوران رضاخان، به عنوان نماد مدرنسازی شهری در شمال کشور شناخته میشود، یکی از مهمترین نقاط تاریخی این شهر است. بنای شهرداری، برج ساعت، اداره پست قدیم، و عمارتهای اطراف آن، معماری نئوکلاسیک اروپایی را با مصالح و روح ایرانی تلفیق کردهاند. این میدان، نه تنها از منظر زیباییشناسی، بلکه از جهت رویدادهای اجتماعی و سیاسی، همواره کانون توجه بوده است.
فراتر از میدان شهرداری، کوچهپسکوچههای اطراف، انسان را به دوره قاجار میبرد. خانههای قدیمی با سقفهای سفالی، ایوانهای چوبی و پنجرههای مشبک، گواهی روشن از فرهنگ سکونتپذیر، زیبا و اقلیمی گیلانی هستند. این خانهها، گرچه برخی در خطر تخریب قرار دارند، اما همچنان نشانههایی زنده از هویت شهری هستند.
یکی از نمونههای ارزشمند در این زمینه، خانه ابریشمی است؛ بنایی قاجاری که با معماری خاص شمال کشور و تزئینات چوبی زیبا، اکنون به عنوان موزه مردمشناسی فعالیت میکند. همچنین خانه محتشم و خانه صوفی از دیگر نمونههای قابل توجه بافت قاجاری رشت هستند که اگرچه کمتر شناختهشدهاند، اما هر یک بخشی از حافظه تاریخی شهر را در خود دارند.
از سوی دیگر، بازار رشت که در نزدیکی بافت تاریخی واقع شده، نمونهای از تداوم زندگی در دل معماری سنتی است. بازار روز، با شکل ارگانیک و پیوستهاش، نه تنها مرکز تجارت، بلکه محل تعاملات اجتماعی و فرهنگی شهروندان نیز بوده است. این بازار و خیابانهای منشعب از آن، ساختار فضایی سنتی شهر را حفظ کردهاند.
آنچه بیش از همه در بررسی بافت تاریخی رشت به چشم میآید، تلفیق هنرمندانه معماری بومی با تأثیرات دوران گذار به مدرنیته است. برخلاف بسیاری از شهرهای دیگر ایران که بافت تاریخی آنها تخریب شده یا از روح زندگی تهی گشته، رشت هنوز هم نفس میکشد؛ هنوز هم در خانههای چوبیاش زندگی جریان دارد و در میدان شهرداریاش مردم جمع میشوند.
با این حال، تهدیدهای جدی نیز این بافت را احاطه کردهاند؛ از جمله تخریب تدریجی خانههای تاریخی بهدلیل بیتوجهی مالکان یا کمبود اعتبارات مرمتی، توسعه نامتوازن شهری و ساختمانهای ناهماهنگ با هویت معماری بومی. حفظ این میراث، نیازمند همافزایی مدیریت شهری، مشارکت مردمی و سرمایهگذاری آگاهانه است.
در سالهای اخیر، برخی تلاشها برای مرمت و بازآفرینی این بافت صورت گرفته، از جمله بازسازی پیادهراه فرهنگی، مرمت چند خانه قدیمی و ساماندهی جدارههای خیابانهای تاریخی. اما این اقدامات، برای حفظ یکپارچگی فرهنگی و تاریخی رشت کافی نیست و به یک برنامه بلندمدت و منسجم نیاز دارد.
بافت تاریخی رشت، نه تنها شناسنامه این شهر، بلکه بخشی از هویت ملی ماست. حفظ آن، پاسداری از حافظه جمعی، سبک زندگی اقلیمی و نگاه فرهنگی خاص مردمان شمال ایران است. این بافت، گواهی روشن بر این است که معماری و شهرسازی، میتواند حامل تاریخ، فرهنگ و روح زمانه باشد.
در پایان، رشت را باید شهری میان خاطره و هویت دانست؛ شهری که اگر از یاد نرود، میتواند الگویی برای شهرهای دیگر ایران در حفظ پیوند میان سنت و زندگی معاصر باشد.
پایان پیام/








