آموزش وردپرس
یادداشت/ محمدرضا نعمتی

نگاه عمرانی به بحران دریاچه ارومیه

photo_۲۰۱۷-۰۶-۰۱_۱۵-۵۴-۱۲گیل‌نویس/ محمدرضا نعمتی؛ سد یکی از سازه های عمرانی رایج در دنیا است که به دلایل مختلف به منظور مهار یا تغییر مسیر آب رودخانه و یا به یک یا چند منظور مانند ذخیره کردن آب در پشت سد برای کشاورزان، آبیاری و آبرسانی، مصارف صنعتی، تولید انرژی و… ساخته می شود. صنعت سد سازی خدمت بسیار بزرگی به بشر در استفاده از منابع آبی کرده است اما اخیرا شاهد مشکلات زیادی مانند تخریب محیط زیست و طبیعت در کشورمان هستیم که برخی دلایل آن را به این صنعت تعمیم می دهند.

برخی از کارشناسان اعتقاد دارند که مسابقه سد سازی در سال های گذشته میان کشورهای عراق، ترکیه و ایران یکی از علل اصلی خشک شدن تالاب ها و بستر رودخانه هاست تا جایی که برخی دیگر بهترین راه نجات دریاچه هایی مانند ارومیه را تخریب سدهای حوضه ی آبریز آن می دانند و طیف دیگری از مهندسین دلیل خشک شدن خاک عراق را مهار شدید دجله و فرات و از بین رفتن سیلاب های دوره ای این رودخانه ها تلقی می کنند .

همچنین مهار آب را از یک سو و تغییر الگوی آب و هوا را از سوی دیگر منشا اصلی گرد و غبار و ریزگرد های اصلی می دانند.

اما باید بدانیم که سد به معنی نابودی و تلف کردن آب نیست، سد می تواند بعد از آبگیری به همان اندازه که ورودی دارد خروجی هم داشته باشد. بنابراین باید مشکل را در مدیریت کردن سد و تخصیص آب پشت آن جستجو کرد نه در اصل سد.

سدها در واقع مخازنی مانند بانک هستند که امکان کنترل و تنظیم را از طبیعت گرفته و به ما می دهد، این سدها هیچ مزاحمتی برای کشور ندارند و به شرط مدیریت صحیح نمی توان خشک شدن آب رودخانه ها را به سد سازی ربط داد. از آنجا که کشور ما از نظر جوی کشوری نمیه خشک محسوب می شود و خشکسالی جز مشکلاتیست که هرساله با آن روبه رو هستیم، احداث سد در هرجایی که روان آب باشد شاید امری منطقی به نظر برسد اما باید نحوه ی توزیع آب نیز به درستی مدیریت شود زیرا شیر استفاده از سد به دست بشر و خودمان است، برای مثال برخی از کارشناسان محیط زیست ایجاد سد را عاملی برای از بین رفتن رودخانه های پایین دست می دانند، در صورتی که می توان با مدیریت درست و تخصیص مناسب حقابه به پایین دست از خشک شدن آنها جلوگیری و این نگرانی را برطرف نمود. متاسفانه در بعضی مناطق که مردم وضعیت معیشتی خوبی ندارند و به زراعت محتاجند با فشار به مسئولان منطقه، وزارت نیرو را مجبور به کاهش حقابه و افزودن آن میزان به بخش کشاورزی می کنند و زمانی که حقابه کم شود به تدریج رودخانه ها هم کم آب و خشک خواهند شد. مثلا وقتی ۳۰ درصد حقابه را به ۲۰درصد یا کمتر تقلیل می دهیم جریان آب در رودخانه از بین می رود، پس رودخانه را سد خشک نکرده است، در واقع ما از سد احداثی به درستی استفاده نکرده ایم.

در سد سازی پیش بینی لازم بابت رهاسازی آب انجام می شود و اگر موانعی وجود دارد باید آنها را برطرف ساخت، اینکه آب رودخانه ای در پایین دست کم می شود درست است چون سد آب آن را تنظیم می کند، در شرایط عادی هم گاهی رودخانه ها کم آبند و گاهی طغیان می کنند، گاهی هم ممکن است بطور طبیعی خشک شوند  اما وقتی سدی احداث می شود و حداقل نیاز آبی اش پیش بینی می شود دیگر این اتفاق نمی افتد. بنابراین نمی توان سد را به تنهایی عامل خشک شدن رودخانه ها دانست چه بسا که از مضرات سد سازی می گوییم اما هیچ گاه اعتراف نکرده ایم که اگر سد سازی دهه ۶۰ نبود کمبود باران در آن سالها چه بلایی می توانست بر سر کشور بیاورد.

و اما دریاچه ارومیه… که این روزها شاهد تحلیل ها و نظرات متعددی در خصوص بحران به وجود آمدن آن هستیم. عده ای از کارشناسان محیط زیست بازهم سد سازی در حوضه های آبریز این دریاچه را عامل اصلی نابودی آن می دانند اما بد نیست بازهم یادآور شویم که سد به خودی خود عامل تخریب محیط زیست نمی شود و عوامل مهم دیگری دارد.

متاسفانه به دلیل ضعف مدیریتی و عدم نگاه علمی و مراقبتی، بین ۴۵ تا ۶۰ هزار حلقه چاه در اطراف دریاچه ارومیه  به خصوص در دولت های نهم و دهم زده شده است که موجبات برداشت های غیر قانونی و بی محاسبه از این دریاچه را فراهم ساخته است،  از دیگر علل وقوع این بحران می توان به تاخیر و تعلل در ساخت زهکش های پس از ساخت سد اشاره کرد، همچنین عدم تخصیص مناسب حقابه به پایین دست ها می تواند باعث بروز این بحران باشد. جالب است بدانید تفاهم نامه ای بین سازمان محیط زیست و وزارت نیرو مبنی بر تخصیص حقابه وجود دارد اما متاسفانه نه شاهد اجرای دقیق آن توسط وزارت نیرو و نه نظارت جدی بر اجرای آن توسط سازمان محیط زیست هستیم. از طرفی سیاست های نادرست در سال های گذشته باعث افزایش زمین های کشاورزی از ۳۵۰ هزار هکتار به ۷۵۰ هزار هکتار گردیده است در این شرایط فشاری شدید به دریاچه ارومیه به منظور تامین آب مورد نیاز بخش کشاورزی وارد می شود و از جهتی دیگر ۳۶ سد بر روی این دریاچه ساخته شده است در صورتی که توان دریاچه ارومیه ۱۴ سد بیشتر نیست و به نظر می رسد که در اینجا سود و منافع پیمانکاران ساخت سد ها نیز به حفظ محیط زیست ارجحیت داشته است.

حال سوال این است که چطور می توان به این بحران های زیست محیطی پایان داد؟ آیا علوم عمرانی در خشکسالی و افت و خیز های آب و هوایی  به کارمان خواهد آمد و یا این علم را قربانی مدیریت ناصحیح خواهیم کرد؟

2 دیدگاه

  1. دیدگاه خیلی جالب و مفیدی بود. نشون میده که ما خیلی وقتا اشتباها چیزایی رو مقصر میدونیم اما در واقع خودمون مقصریم

  2. اطلاعات جالبی بود ، خدا رحم کنه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئوسرویس و تعمیر کولر گازی